مهدى محقق
شناسنامه و پيشگفتار 20
مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى )
احمد حكيم كيشى و شيخ شرف الدين زكى بوشكانى كه هر دو مشهور به مهارت در تدريس اين كتاب بودند ، ادامه دادم . از آنجا كه اين كتاب از دشوارترين كتابهايى است كه در اين فن نگاشته شده است و مشتمل بر لطايف حكمى و دقايق علمى و نكتههاى غريب و اسرار عجيب است ، هيچيك از مدرسان آنگونه كه بايد از عهدهء تدريس و تفهيم كتاب برنمىآمدند و شرحهايى هم كه بر كتاب نوشته شده بودند وافى و كافى براى رسيدن به مقصود نبودند ؛ زيرا ، شرح امام علامه فخر الدين محمد بن عمر رازى فقط جرح بعض بود ، نه شرح كل و كسانى هم كه از او پيروى كرده و بر كتاب شرح نوشته بودند ، همچون امام قطب الدين ابراهيم معرى و افضل الدين محمد بن نامور خونجى و ربيع الدين عبد العزيز بن عبد الواحد جيلى و نجم الدين ابو بكر بن محمد نخجوانى ، بر آنچه فخر الدين گفته بود چيزى نيفزوده بودند تا اينكه به جانب شهر دانش و كعبهء حكمت و حضرت عليه بهيهء قدسيه و درگاه سنيّهء زكيهء فيلسوف استادى نصيرى ( - خواجه نصير الدين طوسى ) روى آوردم كه برخى از دشواريها را گشود و برخى ديگر ، باز برجاى ماند ؛ زيرا ، احاطه به قواعد حكمت در شناخت اين كتاب كافى نيست ، بلكه شخص بايد ممارست در قانون علاج در تعديل مزاج داشته باشد . سپس ، براى هدف خود ، به خراسان و از آنجا به عراق عجم و عراق عرب و سپس به بلاد روم مسافرت كردم و با حكيمان اين شهرها و پزشكان اين بلاد بحثها و گفتگوها دربارهء دشواريهاى كتاب داشتم و آنچه را آنان مىدانستند فراگرفتم ؛ هرچند كه در بلاد روم نادانستههاى كتاب بيش از دانستهها بود . ناچار ، دست كمك به سلطان مصر ، ملك منصور قلاون دراز كردم و در سال 681 ، نامهاى به او نوشتم كه دراينباره مرا مدد رساند . در نتيجه ، به سه شرح كامل از كليات قانون دست يافتم كه نخستين ، از فيلسوف محقق علاء الدين ابو الحسن على بن ابى الحزم قرشى معروف به ابن نفيس و دومين ، از طبيب كامل يعقوب بن اسحاق سامرى متطبب و سومين ، از طبيب حاذق ابو الفرج يعقوب بن اسحاق متطبب مسيحى معروف به ابن قف بود و نيز ، به كتابهايى ديگر مربوط به قانون برخوردم از جمله ، پاسخهاى سامرى به ايرادهاى طبيب فاضل نجم الدين ابن المفتاح بر برخى از مواضع كتاب و نيز ، تنقيح القانون هبت اللّه ابن جميع يهودى معرّى كه رد بر شيخ است و برخى از حواشى عراقيه كه امين الدوله ابن تلميذ بر حواشى كتاب قانون نوشته است و نيز ، كتاب امام عبد اللطيف بن يوسف بغدادى كه گفتار ابن جميع را در تنقيح القانون رد كرده است . هنگامى كه اين شروح را بررسى و مطالعه كردم ، حل بقيهء كتاب بر من آسان شد ، چنانكه موضع